خسته

Mara%20lonely%20tree.jpg



خسته، خسته، خسته می رود دلم
غم گرفته، دلشکسته می رود دلم

در شب سیاه غربتی که با من است
دست بسته، پای بسته می رود دلم

عشق جز غمی نبوده است و باز
در رکاب غم نشسته می رود دلم

با بهار این دیار هم سبک نشد
چشم بردیار دور بسته می رود دلم

هیچکس به غیر من کنار دل نماند
بی من ازهمه گسسته می رود دلم


/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فري

آقا ببخشيد همش غلط املايي شد. لحظات لذت بخش

فرهاد

سلام دوست من . از اينكه همواره با من همراه بودين و مشوق من بودين ممنونم . وبلاگ مدرسه عشق كه به دلايلي به حالت نيمه تعطيل در اومده بود دوباره بازيابي و بازگشايي شد . اميد است با تشريف فرمايي و ارائه نظرات سازنده خود مرا ياري نماييد . پيشاپيش از اظهار لطف شما سپاسگزاري مي كنم .

پروين

سلام! روز اول هفته شما، روز آخر هفته ما. روزهاي خوبي را در ايام بهاري براي شما و خانواده آرزو دارم. شاعر نيستم، در مورد غزل هاي شما نظر بدهم اما دلنشين اند و از دل برآيند براي من فقط اين مهم است.

sh.pegah

سلام خسته نباشيد . آذرخش حيران !!! تعبير جالبی ست . قربانت شين.

بهار

.. بی من از همه گسسته می رود دلم.. چه زيبا!

nasrin

سلام . شعرهای بسيار زيبايی داريد . واقعا که عشق آن است که از دل همه غمها ببرد ولی آيا در واقعيت هم چنين است ؟ نه ! عشق جز غمی نبوده است و باز **** در رکاب غم نشسته ميرود دلم *** يا حق !

ليلا

مهربان هنوز هم ترانه هات مي نشيند روي پوست كاغذي احساسات پنهان . خسته نباشي .

adamak

سلام نيما جون! کجايی؟...........

پروانه

اميدوارم هيچ گاه دوباره خسته نشي و با شور و حرارت زندگي را به بهترين صورت بسازي .