تغزل در مه

loneliness.jpg



هرچه که با ماست، مثل خواب ،مجازی ست
روز و شب و ماه و آفتاب ، مجازی ست

آن چه که گفتند و هر چه هم که شنیدیم:
آتش و باد و غبار و آب ، مجازی ست

هیچ نخواندیم و هیچ هم ننوشتیم
اول و پایان این کتاب، مجازی ست

تکیه به دیوار عشق هم نتوان داد
عشق براین دور پرشتاب، مجازی ست

دل که سپردیم ، باز پس نگرفتیم
آه... که بودن در این سراب، مجازی ست


/ 41 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فري

سلام. ايوالله بابا . ميل بزن.

کرگدن

سلام نيما ...خوبی ؟ پس تو علاوه بر تمام خصوصيات باحالی که داری و ما رو طلبه خودت کردی بچه مايه دارم هستی !!! جايزه پنجاه هزار تومنی می ذاری و ...!!! با اين غزلت هم خيلی حال کردم دمت گرم فدات.

سارا درويش

دوش چه خورده اي دلا راست بگو نهان مکن!؛حضرت مولانا؛

آتش

مسودهء اعلاميهء روشنفکران و فرهنگيان افغانستان در رابطه به سوقصد به جان دکتور سميع حامد 26 اپريل سال 2003

جلیل صفربیگی

سلام آقای عابد دوست داشتنی ! چند وقتی است وبلاگت را می خوانم و کیف می کنم ! لطفا قدم رنجه بفرمائید و سری هم به این دهاتی بزنید منتظر پیام شما می مانم عزت زیاد

hajme-sabz

سلام ! همين که وبلاگ شما آمد روی صفحه نزديک بود سکته کنم . نقاشی روی وبلاگ با شعری که ديشب ساعت يک و نيم بهم الهام شد خيلی خيلی نزديک بود ... نمی دانم چه بگويم ... از وبلاگت ممنونم ... خوشحالم ... مــــــــــــــــــــــــــــــــــــداوم باشی !

بهار

بله در يک دنيای مجازی که آدم هاش هم مجازين عشقها هم مجازن و دلها با هم غريب!

حمید-فارمیس

بشر به کدامین طلوع دل بسته است؟ چگونه است که ما بهر صلح می جنگیم؟ و گوشها و دو چشم و زبان یاری را... به روی این همه تبعیض و جنگ میبندیم؟

مجهول

بابا پس اين چيه می گند «حقيقت نه مجاز است؟»! :)

مهرزاد

خوشحال شدم وبلاگت را پيدا کردم از دور ميشناختمت ولی فکر نمی کردم شعر هايت به اين خوشکلی باشند . برايت آرزوی موفقيت می کنم