حکايت ترجمه شعر

war.jpg

سالوادور دالی



رندال يارل Randall Jarrellشعر کوتاهی دارد با عنوان مرگ تفنگدار برجک چرخنده و
در پنج سطر زندگی سربازی را به شکلی اعجاب آور به تصوير کشيده است.شعر در نهايت ايجاز سروده شده و در عين حال تاثيری حيرت انگيز بر خواننده می گذارد و وقتی کار به ساحت ترجمه می رسد در می مانی که تو ی مترجم با اين شعر چه کنی و تا کجای نردبان تخيل شاعر می توانی بالا بروی؟حکايتی که بر حافظ رفت و در نهايت بهترين مترجم نهايت توانست نام حافظ را حفيظ Hafizترجمه کند!و وقتی حافظ را به انگليسی می خوانی، خدا را سپاس می گويی که لسان الغيب نيست تا بپرسد اين حفیظ! کيست؟حالا حکايت اين شعر رندال يارل هست و من مترجم جسور!! شعر را با هم بخوانيم

The Death Of The Ball Turret Gunner

From my mother's sleep I fell into the State
And I hunched in its belly till my wet fur froze
Six miles from earth, loosed from its dream of life
I woke to black flack and the nightmare fighters.
When I died they washed me out of the turret with a hose.


خلاصه شعر به نثر چنين می شود :پس از آن که به دنيا آمدم، بزرگ شدم تا خود را در جنگ پيدا کنم. در برج آتشبار يک بمب افکن، در شکمش جای گرفتم، در ارتفاعی نزديک به 31000 پايی زمين.در زير من صدف های انفجاری سلاح های ضد هواپيما بودند و به جنگنده ها حمله می کردند. من کشته شدم،اما بمب افکن به پايگاه برگشت، جايی که بقايای مرا از درون برج پاک کردتد.پس مرد بعدی می توانست جای مرا بگيرد.
اين متن دقيق است، اما زبانش خيال انگيز هم چون شعر نيست.بيت اول شعر خيزش سخنگو را از خواب مادرش نشان می دهد،خواب از يادرفته ی زايمانش. اين عبارت هم چنين آرامش ،گرمی و امنيتی را که او به عنوان يک کودک می شناخت، توضيح می دهد. اما اين آرامش پشت سر نهاده شد، هنگامی که او "فروافتاد"، که شعر با فعلfell آمده است. فعلی که خطر فروافتادن را در پيوستن اجباری به جنبش جنگ طلبی با اعتقاد به کشورش(هم چنين شايد بازتاب فروافتادن از ورطه ی بی گناهی به ورطه ی تجربه با توجه به انجيل باشد) هشدار می دهد.
معانی بسياری برای Stateدر واژه نامه ها آمده؛ اين واژه می تواندبه يک منطقه خاص، به قدرت و مشروعيت دولت، به موقعيت اجتماعی يک شخص، و یا به شرايط احساسی يا فيزیکی او اشاره کند. متن شعر برای ما روشن می سازد که اين واژه معانی ريشه بسيارش مورد نظر است.زيرا اين واژه با حرف بزرگ نوشته شده که به درستی ناظر است به خشونت جهانی که دولت درگير آنست. اما هم چنين ناظر است به وضعيت بی دفاع و ناامن توپچی به همان دقت و روشنی شرايط حسی و فيزيکی خودش.با برخورداری از اين واژه که دارای بيش از يک معنی در شعر است، شاعر يک.ambiguity ارادی آفريده است. از راه اين استفاده ی ambiguous(کنايی) از Stateشاعر با ترس از جنگ نه تنها با بمب افکن ها و توپ ها بلکه با دولت که آن ها را اداره ميکند، ارتباط برقرار می کند. در ارتباط با اين ambiguity(کنايه)، معنای مجازیstate(connotative)درشعر آشکار می شود.متن شعر می خواهد که واژه با مفهوم و بار منفی خوانده شود.واژه با غرور عاشقانه به کار نمی رود، بلکه برای اشاره به يک دولت عيرشخصی و ناشناخته است، که می کشد بيشتر ار آنچه زندگی را در شکمش می پرورد.شکمState،يک بمب افکن است و توپچی مانند يک جنين در فضای کوچک برجک آن جمع می شود، جايی که با رحم مادرش در تضاد است.همه چيز يخ زده است حتا در درون ژاکت پروازش. او تنها در ارتفاع31000 پايی نيست بلکه "شش مايل از زمين دور" است. شش مايل دقيقا همان معنای 31000 پايی است، اما شاعر می داند که معنای مجازی شش مايلی موقعيت سخنگو به نظر می رسد دورتر است و ترسناک تر. هنگامی که توپچی در دنيای خشن جنگ به دنيا می آيد، خودش را در حال بيداری از يک خواب وحشتناک می بيند که همه اش واقعی هم هست. بيت آخر شعر به نظر می رسد چندان مهم نباشد، اما خواننده را با نيروی يک گلوله ی انفجاری می زند آنچه که برجک بمب افکن يا کشور می زايد، يک مرگ وحشتناک است که تنها و تنها يکی از رشته های بی پايان مردن است، اين شايد تمهيدی باشد برای تخفِیف اين نظر شعر که جنگ يک جهنم است، اما هدف شاعر روشن تر است. او می گويد اين، دولت است که به طور عادی و مرتب چنان خشونتی را ترتيب می دهد و او به عنوان يک انسان چنان می کند که دولت می خواهد، بدون هرگونه موعظه يا دشمنی هيستريکی.او ديدگاهش را با قدرت و شوکت نقل می کند.
و با اوصافی که گفتم انتظار داريد باز اين شعر کوتاه پنج سطری را ترجمه کنم؟ من که جسارت و شهامتش را ندارم.نظر شما چيست؟

/ 10 نظر / 20 بازدید
کرگدن

سلام نيما خوبی ؟ با نقاشی دالی بيشتر از شعره حال کردم ضمنا اين شعر منو ياد فيلم بيمار انگليسی انداخت ديديش ؟

مژگان بانو

سلام استاد گرامی. خسته نباشيد. با اين نقدی که نوشته ايد شجاعت بسيار خود را نشان داده ايد. اين بار بر عکس است! اگر نوشته شما نبود محال بود که معنای شعر را به خوبی بفهمم يا از متن اصليش لذت ببرم.

sanio

سلام به دانشکده ما سر بزن

fery

سلام عزيز. خسته نباشي، شعر تاثير گذاري بود با يك نقاشي عالي

ضياء

سلام نيما جان. بالاخره وقت كردم بهت لينك بدم. به ما سر بزن

naser

سلام نيما جان .بابا به منم سر بزن دق كردم از بس نوشته هاي بدم رو خودم خوندم سربزن خوشحال ميششم

من و ويرجينيا

هر چه گفتيم جز حكايت دوست...

مجهول

خب آقا اگه ترجمه نکنی ما چطوری بقهميم يارو چی گفته؟!

صبا

واقعا کمکم کرد

الهه

[لبخند]