آزادی

پل الوآر شاعر پرآوازه فرانسوی اين شعر را در زمان اشغال کشورش توسط سربازان آلمانی سروده است و در زمره آثار ماندگار در ادب مقاومت محسوب می شود.در ترجمه هرجند از متن انگليسی بهره برده ام در عين حال آنرا با متن اصلی اثر تطبیق داده ام

بر دفترچه های مشقم
بر نيمکتم و بر درختان
بر شن، بر برف
نام تو را می نويسم

بر نوشته های خوانده شده
بر ورق های نا نوشته
سنگ،خون،کاغذ،يا خاکستر
نام تو را می نويسم

بر روياهای شيرين
بر رزم ابزار رزمندگان
بر تاج شاهان
نام تو را می نویسم

بر جنگل،بر دشت
بر آشیانه ها و بوته ها
بر خاطره های کودکیم
نام تو را می نویسم

بر زیبایی شب
بر نان روشن روز
بر فصول دلدادگی
نام تو را می نویسم

بر پرده های آبی رنگم
بر آبگیر زنگاری آفتاب
بر دریاچه شاد مهتاب
نام تو را می نویسم

بر مزارع، بر افق
بر بال پرندگان
بر آسیاب سایه ها
نام تو را می نویسم

بر شکل های روشن
بر هیاهوی رنگ
بر حقیقت ملموس
نام تو را می نویسم

بر گذرگاه های بیدار
بر راه های گشوده شده
بر مکان های پریشان
نام تو را می نویسم

بر چراغی که روشن است
بر چراغی که خاموش است
بر خانه باز ساخته ام
نام تو را می نویسم

بر میوه نیم خورده ام
بر آینه، بر اتاقم
بر صدف خالی بسترم
نام تو را می نویسم

بر مهر بی پایان سگم
بر گوش های افراخته اش
بر پنجه های زمختش
نام تو را می نویسم

بر درگاه اتاقم
بر اشیاء آشنا
بر انوار مقدس آتش
نام تو را می نویسم

بر تن تمامی خویشان
بر پیشانی دوستان
بر هر دستی که پیش آید
نام تو را می نویسم

بر لیوان حیرانی ها
بر لب های گفتگو
بر بلندای سکوت
نام تو را می نویسم

بر پناهگاه های ویران شده ام
بر فانوس های دریایی فرو افتاده ام
بر دیوار های دلتنگیم
نام تو را می نویسم

بر نبودن های غمبار
بر تنهایی برهنه
بر رژه های مرگ
نام تو را می نویسم

بر سر خوشی باز آمده
بر خطر از سر گذشته
بر امید های بی خاطره
نام تو را می نویسم

با کلمه
زندگی را باز می یابم
زاده می شوم تا تو را بشناسم
و بخوانم تو را :
آزادی



/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Lardner

سلام دوست عزيز، کارهاتان را ديدم و کم وبيش خواندم- ماشاالله خيلی پشتکار داريد- ترجمه ها هم خوب بود البته نظر درباره ترجمه کلا دلی است و ترجمه شعر که ديگر نگو.

بارانه

آقا نيماي عزيز با اجازت من تا دو سه روز ديگه يه لينک دائم براي اينجا تو بلاگم مي گذارم . باشه؟

مهران

نیما جان سلام. به خاطر وبلاگ زیبایتان به شما تبریک میگویم. از اینکه به وبلاگ من هم توجه داری سپاسگذارم.

مهران

در مورد شعر آزادی، از ترجمه ات لذت بردم. یک ترجمه دیگر هم آقای دکتر معین فر دوست بزرگوارم که افتخار بودن در جوار ایشان در دانشگاه پاریس دارم ارائه داده اند. موفق باشید

ناصر زراعتی

نیما جان! یک کارهایی روی ترجمه ات کرده ام. اگر در وبلاکم بنویسم اشکالی ندارد؟ یا اینکه برایت ایمیل کنم؟ خبرم کن. قربانت.

naser

انگار اشتباه شده... من این شعر را ترجمه نکرده ام چون متن انگلیسی اش را ندارم. فقط دستی به سر و گوش ترجمه تو کشیدم. همین. پس بهتر است برایت میل کنم. ایمیلت را برایم بنویس تا فردا بفرستم.

پروين

سلام خوبيد آقاى عابد. با اجازه شما كپى رايت كردم. شعر پايينى عشق آمد.... فكر مىكنم به مطلب من معناى مناسب داده. ممنون

پروين

بيكار كه نشستم. خواهى ديد. ميدانى شعر هاى شما انگيزه خوبى ست براى نوشتن و عاشق شدن. پايدار باشى دوباره و هميشه خواهم آمد

مژگان بانو

زاده مي شوم تا تورا بشناسم/و بخوانم تو را /اي آزادي...پل الوار را نمي شناختم اما حالا يک شاعر جديد به جمع شعرايي که دوست مي دارم اضافه شد. سبک جالبي دارد که از ابتدا مثل معشوقي با ازادي سخن مي گويد بي آنکه من خواننده بدانم که مخاطبش کيست. ممنون رفيق.