دلتنگی...



      از تو
      دورم
      دور
      آنقدر که حتی
      در خاطره هایم
      ردی نمانده است
      از خاک گر گرفته ای
      که در آن زاده شدم


      اینجا
      خیس است
      خیس
      همه جا
      از
      باران

      و
          گریه های من...

لندن

/ 31 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Sheida

سلام شعرهای زيبايی بود ولی فکر می کنم شعرها با rhythm آهنگ همخوانی ندارند.به هر حال... that's your idea

محسن اشتياقي

نيمای عزيز سلام دلم برای شعرهای زيبايت تنگ شده بود اما بيشتر دلتنگ زلالی خودت بودم دوری و دوستی، ناگزير است!

آينا

غربت سخت است. اما باران تحمل اش را آسان تر ميکند.

فرهاد

سلام رفیق دور و ندیده....خوبی؟!

دراک

سلام- شعر های خوبی است با اينکه دير به دير می نويسی اما من مشتری قديمی توام- مدتی نبودم بيا و بخوان داستان نبودنم را

جمع پراکنده

با سلام وبلاگ جمع پراکنده با موضوعات زير راه اندازی شد حضور شما در جمع پراکنده و ايراد نظراتتان در پست های به روز شده ما را در اين راه یاری خواهد کرد و باعث دلگرمی ماست مجله شعر مجله داستانی رمان و ....... جدای از بازی های زبانی و ایجاد معانی مضاعف از اتصال واژگان و حروف قراردادی در کنار هم و جدای از معنای ملموس جمع پراکنده برای ما و گذر از این سوال که آیا حروف و علامات قراردادی منجر به کشف حقیقت میگردد یا نه؟ منتظر دستان پر بارتان هستيم با تشکر جمع پراکنده

بابک دولتی

سلام.حس شعر محدود نبود و همين سبب زيبايی شده بود. دم شما گرم