ايوان تاريک

Dark Balcony
by:Mahta Otaba

ّ I am standing
in the dark balcony
looking the star
which reminds your name

Wondering
what is doing here
--your memory--
in this endless dark labyrinth
where I am
standing



ایستاده ام
در ایوان تاریک
و نگاه می کنم
به ستاره ای که وامدار نام توست

در فکرم
-- یاد تو-- اینجا چه می کند
در این هزار توی بی انجام تاریکی
که من
ایستاده ام؟

/ 2 نظر / 18 بازدید
ناصر زراعتی

دوست نادیده عزیز! شعرها و ترجمه هایت را خواندم. دستت درست! قشنگ بودند. منتها خودت بهتر میدانی که باید خیلی کار کرد. اگر فرصت کردم یکی دو تا از ترجمه ها را تحصیحکی میکنم. البته با اجازه شاعر. مترجم که تو باشی. پیروز باشی

ناصر زراعتی

سلام. پس چرا ترجمه ای نفرستادی؟ میل بزن. زنده باشی... قربانت.