ريموند کارور

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  Raymond Carver

 

1938 - 1988

       جريان

 

    این ماهی ها چشم ندارند

   این نقره ماهی ها  که به خوابم می آیند

     و تخمک ها و نطفه هایشان را

     در حفره های مغزم

                            می ریزند

 

   از آنهمه، تنها يک ماهی

   خسته، زخم خورده،

   ساکت مثل ماهی های ديگر،

  مخالف جهت آب می آيد

 

    دهان تاریکش را می بندد،

     می بندد و باز می کند

     و رو در  رو ی جريان

                                  شنا می کند.

 

    

        خراش

 

 

   بیدار شدم با لکه خونی

      بالای چشمم.خراشی بر پیشانی

      اما من که این روزها  تنها می خوابم.

      راستی چرا- گیرم در خواب-

      آدم دست روی خودش بلند می کند؟

      این و  پرسشهایی مثل این را

      باید پاسخ دهم امروز

      در حالیکه خيره شده ام به صورتم

     در جام پنجره

        

       متن اصلی:

http://www.randomhouse.com/boldtype/1098/carver/poem.html

/ 30 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباس حبیبی

دستت درد نکند هم انتخاب قشنگی بود و هم ترجمه های خیلی خوبی .

قاصدك سوخته

عزيز منظور من مخالفت با شعر و ادب غرب نيست بلکه روانی کار شما در ترجمه کارهای نزديک به فرهنگ بومی ست . راستی ما هنوز بايد منتظر آپديت شدن باشيم ؟

imi

اولين باری بود که از او شعر می خواندم. ترجمه ی خراش شاعرانه تر می نمود اه بدم اومد از این حرف زدن کتابی. نیما خان!. کلی حال کردم. زبان ترجمه ی خراشتان بهتر است. سپيد خوانی اش بيشتر به دل می نشيند. اما عجب شاعری بوده نمی شناختيم.

گلسرخ

دوست عزيز سلام از سايت زيبا و پر احساستان لذت بردم نوشته هایتان دلنشین بود باز هم خواهم آمد اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد

بهمن ساكي

سلام نیمای عزیز . قناری به روايت سوم . لطفا بخوانيد

بوتيمار

سلام استاد........خوبيد .........اقا ما هم نتونستيم از اون تگ استفاده كنيم.........بي خيال شديم فعلا........شما هم كه بله.................از بابت كارتون ممنونم......من قبلا اگه اشتباه نكنم چندتا كار از ايشون خونده بودم.......اگه اشتباه نكنم ....چون حافظه ياري نمي كنه........درهر صورت ممنون......راستي يه چندتا غزل از دوستم نوشتم ......اگه اومديد اونورا بي زحمت نظرتون رو بگيد.............پايدار باشيد

ana

سلام ... زیبا می نویسید ..حتما بازم میام .... به من سر بزنید خیلی دوست دارم نظرتون رو بدونم....به هر حال اگه بیاید خیلی خوشحال میشم.....

نرگس

سلام....از وب لاگت خوشم اومد...جدید بود...بازم میام .موفق باشی...

کرگدن

سلام و عرض ارادت دوباره ......... می بوسمت ....... تا بعد .

rainyday

بازم سلام.شعر زيباست اما زيباتر از اون بيان شعر زيباست.به منم سری بزن و ترجمه هام رو تصحيح کن.خوشحال ميشم.موفق باشی.