۳ شعر از يمن


ablan.jpg


هدی عبلان متولد 1971 در يمن،فارغ التحصيل علوم سياسی از دانشگاه صنعا،تا کنون سه مجموعه شعر از او منتشر شده است.




برجای مانده

وقتی رفت
چيزی از خود برايم بر جای نگذاشت
جز خودم را

جاده

برهنه پا، از گذشته خويش می گريزند
از دستهايی که پشت ديوار سنگين به بدرقه تکان می خورند
واز مادران لرزانی که با آخرين قطره های اشک مسح می کشند
در روِيای حلقه گلهايی هستند
که زمين ازتارو پود عرق هاشان خواهدبافت...
و جاده ای که خدا سنگفرش آن را چيده است...
که ارواح هم نمی توانند آن را ببندند

جدایی

آنجايی، خانه ايی می سازی
اينجايم، خاطره ای را ويران می سازم
خانه ات، باز است به روی همه
خاطره ام، باز است به روی تو


ترجمه از انگليسی

/ 42 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pishy

اپديت نکردی؟

Sepideh

سلام دوست خوب. بدو بيا تو مسابقه م شرکت کن، بدو!

شفيع

سلام...زيبا بود مخصوصا جدايی..

ليلا

خیلی قشنگ بود :) نيما جان خيلی دست و دلبازی :) سر راست ۱۰۰ تومنش ميکردين ديگه !

کرگدن

سلام نیما جان ده روزی ميشه که چيزی ننوشتی بابت اون هشتاد تومن هنوز دپرسی ؟!!! ... راستی از سعاد الصباح چيزی خوندی ؟ محشره عينهو نزار قبانی ...

وحشي ِ آرام

خاطره ام باز به رويِ تو؟ مگه تو خودت از اون نيستي؟ پس چي رو پنهون كنم از كي؟

آدمک

سلام نيماجان! کاشکی تو هم اين جا بودی و من روز مسابقه می ديدمت! اما حيف! به هر حال هرجا که هستی برات آرزوی سلامتی و شادمانی حقيقی دارم....تا بعد...