جنگل


در حرمت شبانه جنگل
دستی مرا به فاجعه پيوند می زند
و دشنه ای
تا شانه های مرتعشم را
پيراهن شکوفه بپوشاند

چونان درخت پير سپيدار
ستوار ايستاده ام
و ريشه در عميق زمين دارم
بی آنکه سر به خاک بسايم

هر لحظه زخم،
زخم،
زخم
در حرمت شبانه جنگل
هر زخم شعله ايست
هر شعله
کورسوی عبوری
تالاب درد را....

/ 0 نظر / 18 بازدید