نامه

در اصل نامه ای است به وجودی نازنین که اگر نباشد در هیچ واژه نامه ای برابر نهادی برای واژه من پیدا نخواهم کرد.

Marjaneh2.jpg
مرجانه فرد تهرانی



پلک که بر هم می گذاری
سراسيمگی آفتاب است و
سرگردانی ماه
و
بی تابی دريا

نگاه تو
آسودگی ست
و
آرامشی که مرا
به کوچه پس کوچه های زادبومم می رساند
***
نگاهم که می کنی
تلخی اين خاک بی نام را
تاب می آورم

/ 6 نظر / 16 بازدید
بهار

خيلی لطيف می نويسی .. اگه اجازه بدی بهت لينک می دم

fari

سلام : ميشه بپرسم اين نامه متعلق به کی بوده است

adamak

نيما جان سلام! دنيا رو تو چند تا خط جا دادن کار راحتی نيست!..زيبا بود،خيلی....شاد باشی...تا بعد...

adamak

به سلامت نيما جان. راستی جيره ی ما رو فراموش نکن! اول يه چيزی بنويس بعد برو!....موفق باشی..

يوسف

عابد جان از خواندم اشعارت لذت بردم . موفق باشي.