مهدي فرجي


 
ستاره های مدار عاشقی
شاد باشید و برقرار
 


 

و يک جرعه...

سالها پيش دبير انشايی داشتيم دوست داشتنی و اهل شعر و شاعری .هميشه دو تکليف برای ما تعيين می کردند ، نوشتن انشايی عادی يا سرودن غزل يا مثنوی بر اساس مصرع يا بيتی که ايشان معين می کردند. شبيه کاری که عزيزم آقای فرهاد صفريان در غزل معاصرپيشنهاد کرده اند.در هر حال غزلواره ای که می آيد ماحصل آن سالهاست:



قدم می زنم با دلم، زير باران چشمت
بهاری نخواهيم جز سبزه زاران چشمت

فقط يک سبد آسمان، يک بغل گل
و يک جرعه از جويباران چشمت

پر از آفتاب کويريم و از خستگی پر
مگر تازه گرديم در سايه ساران چشمت

به جای غزل کاش نام ترا دوره می کرد
دل من که وامانده در کوهساران چشمت

به بن بست بر می خورد دل ز هر سو ی
گذر کی تواند دل از راه داران چشمت؟*


* مصرع پيشنهادی آقای اديب

Nima Abed
پيام هاي ديگران ()
 
بلاگ
بايگانى
پست الكترونيك
 
نوشته‌هاى قبلى
 
   

 

 
 
با پشتيبانى بلاگ‌ايد
 
 
 

 

:بازديدكنندگان  
[ بلاگ| بايگانى | پست الكترونيك ]