مهدي فرجي


 
ستاره های مدار عاشقی
شاد باشید و برقرار
 


 

سايه و آفتاب ظهر

محمد الماغوط شاعر سوری، دلبستگی او، آزادی و عدالت در جهان عرب است و اين مشخصه در اکثر آثارش نمود بارز دارد


دو لب کوچک
واينهمه مزرعه در جهان
دو پای برهنه
واينهمه کوچه در تاريخ

محبوبم
آنها سفر می کنند و ما می مانيم
دار از آنان
گردن از ما
مرواريد از آنان
لک و پيس از ما
شب و بامدادان،
روز و خورشيد عصر گاهان از آنان
پوست و استخوان از ما

در آفتاب می کاريم
در سايه می خورند
دندانهاشان به سفيدی برنج
دندانهامان به سياهی جنگلهای خاموش
پوستشان به نرمی ابريشم
پوستمان خاک گرفته از بيغوله های اسارت
وباز، ما شاهان جهانيم:
خانه هايی دارند مدفون زير صورتحساب ها و هزينه ها
خانه هايی داريم پوشيده از برگهای پاییزی
در جيب هايشان نشانی دزدان و قاتلان
در جيب هايمان نشانی رودخانه ها و آذرخش ها

صاحب پنجره اند
ما صاحبان باد
صاحب کشتی اند
ما صاحبان موج
صاحب مدالند
ما صاحبان سنگر
صاحب ديوارند و ايوان
ما صاحبان طنابیم و دشنه

محبوب من
بگذار تا لحظه ای در پياده رو
چرتی بزنيم...


اصل شعر

Nima Abed
پيام هاي ديگران ()
 
بلاگ
بايگانى
پست الكترونيك
 
نوشته‌هاى قبلى
 
   

 

 
 
با پشتيبانى بلاگ‌ايد
 
 
 

 

:بازديدكنندگان  
[ بلاگ| بايگانى | پست الكترونيك ]