مهدي فرجي


 
ستاره های مدار عاشقی
شاد باشید و برقرار
 


 

شهيد

بهار و نوروز امسال با تهاجم لجام گسيخته آمريکا و انگليس به ملت تحت ستم همسايه ما همزمان شدو به زبانی گرفتار ستمی مضاعف شده اند.در این حال و هوا شعری را که ترجمه آن را تقديمتان می کنم از شاعر جوان فلسطينی نبيلا حرب است.اميد که بپسنديد.


در روياهايم
زندگانی از سر می گيری
و بر خلاف جهت کهکشانها
شنا می کنی
گياهی شکسته
که قامت بر می افرازی
زيتون بنی
که سايه می افکنی
بر اين زمين بکر

خانه هنوز پا برجاست
هر آنچه که با مرگ تو از هم گسيخت
به زيبايی جان می گيرد:
آوازهای تو
زخم هايی که در تاريکی محو شدند
و روشنايی
که دیگر بار زاده می شود
آه...اگر به تو توان رسیدنم بود
استوار باش
به جغرافيای بودن قدم بگذار
با روياهايم درهم آميز

و من که جا مانده ام
-شمعی بی شعله
قلبی بی تپش -
برمی خيزم
تا روشنايی را در برگيرم
و اين فضای حايل بی انتها
که تو را جدا کرده است از من
و من
که در هراس از گم شدنم

هر ديواری در فراسو
نشان از انگشتان تو دارد
بر هر گورنوشتی
نام تو را می خوانم
با هر فريادی
صدای تو را می شنوم
هميشه با تو می مانم
تنها اگر شهامت گذر از اين فضای حايل راداشتم
تا شعله ای برافروزم
و در سايه سار تو بيتوته کنم
و هراس خود را
در عمق دست نايافتنی دلتنگی هايم
پنهان سازم

آنجا
در آرامش فراسوی مرگ
جايی هست
که هرچيزی چهره ای ديگرگون دارد
روياها حقيقت محض اند
و عشق
که مرزها را در می نوردد


اصل شعر

Nima Abed
پيام هاي ديگران ()
 
بلاگ
بايگانى
پست الكترونيك
 
نوشته‌هاى قبلى
 
   

 

 
 
با پشتيبانى بلاگ‌ايد
 
 
 

 

:بازديدكنندگان  
[ بلاگ| بايگانى | پست الكترونيك ]