مهدي فرجي


 
ستاره های مدار عاشقی
شاد باشید و برقرار
 


 

گره

اين غزل هنوز ناتمام است. اما حال و هوايی که در من بود ديگر نيست .اگر توانستم تمامش می کنم و يا اگر دوستان عنايتی کردند و منتی گذاشتند خوشحال می شوم اگر آنرا تکميل کنند.
غزل مشترک هم عالمی دارد!


بیتا وکیلی


بغضی نشسته در دلم و وا نمی شود
فکری به حال این دل رسوا نمی شود

این آسمان تیره ی در من نشسته هم
با این بهار سبز ، هم آوا نمی شود**

هر لحظه زخم می زندم آن هلال نو
این زخم های کهنه مداوا نمی شود

ماییم و نقد جان و تو گو تیغ برکشد
پروانه را ز شعله که پروا نمی شود

سر می نهم به وادی پندار و ای دریغ
دیگربه خواب هم گرهی وا نمی شود


**بيت تازه افزوده

Nima Abed
پيام هاي ديگران ()
 
بلاگ
بايگانى
پست الكترونيك
 
نوشته‌هاى قبلى
 
   

 

 
 
با پشتيبانى بلاگ‌ايد
 
 
 

 

:بازديدكنندگان  
[ بلاگ| بايگانى | پست الكترونيك ]