مهدي فرجي


 
ستاره های مدار عاشقی
شاد باشید و برقرار
 


 

درهای کارخانه

Mill - doors

by:Carl Sandburg

You never come back
I say good - by when I see you going in the doors
The hopeless open doors that call and wait
And take you then for--how many cents a day?y
How many cents for the sleepy eyes and fingers?.s

I say good - by because I know they tap your wrists
In the dark,in the silence,day by day
And all the blood of you drop by drop
And you are old before you are young

You never come back.

درهای کارخانه

دیگر باز نمی گردی
می گویم خدا حافظ تا می بینمت که گذر می کنی از درها
درهای دهان گشوده ی نومید و منتظر
که فرا می خوانند ترا
و می خواهند ترا برای -- راستی چند پشیز در روز؟
چند پشیز در روز برای چشمهای خواب زده و دستهای به خواب رفته؟

می گویم خداحافظ
میدانم
میدانم
شیری به بازویت می بندند
تا تهی شوی از خون
قطره
قطره
هر روز در تاریکی
در سکوت
و بی که از جوانی گذر کرده باشی به پیری می رسی

دیگر باز نمی گردي<

Nima Abed
پيام هاي ديگران ()
 
بلاگ
بايگانى
پست الكترونيك
 
نوشته‌هاى قبلى
 
   

 

 
 
با پشتيبانى بلاگ‌ايد
 
 
 

 

:بازديدكنندگان  
[ بلاگ| بايگانى | پست الكترونيك ]